مــن عـــاشقـانــه دوستــش داشتم
و او به حساب خودش عـــاقــلانـــه طــردم کرد!!!
منطــــق او,
حتـــی از حمـــاقــــت مــــن هـــم احمقـــانــه تــر بود!!
DONYA VARO0O0O0ONASH GHASHANGE......ZIBAST
مــن عـــاشقـانــه دوستــش داشتم
و او به حساب خودش عـــاقــلانـــه طــردم کرد!!!
منطــــق او,
حتـــی از حمـــاقــــت مــــن هـــم احمقـــانــه تــر بود!!
سلام دوکسیا خوبین؟!![]()
امروز ساعت 6 پاشدم ...!
چه عجب لول!تا 6و نیم اینا اماده شدمو زدم بیرون....
امروز زود رفته بودم پس گفتم با اتوبوس برم!بالاخره بودجه دانش آموزیه دیه!
رفتم ایسگاه که صبا هم اومد.....خلاصه طبق معمول با مو رو صورتو هندزفیری تو گوشو مقنعه پشت گوش و دستمال گردن رسیدیم مدرسه....
طبق معمول شعاع با چشم غره بدرقم کرد....!
خلاصه رفتیمو دیدم بند و بساطه تولده....ما هم از خدا خواسته....
!
حالا دیگه!لول
تولده پریسا
بود که مامانه منه مثلا هه هه بابامم کیمیا
س....لوول
زنگ اول زبان فارسی داشتیم....آخرای زنگ گف پنج مین استراحت!ما هم از خدا خواسته نشستیم به حرفیدن....راجبه اکیپمون که داره از هم میپاشه....
تصمیم گرفتیم جمع و جور کنیم خودمونو!
آخه میدونین اکیپمون خورد شده!البته همه با همیما ولی چون زیادیم خورد خورد شدیم!مثلا منو روزین و صونا بیشتر باهمیم...![]()
خلاصه!زنگ تفریح رفتیم تو حیاط که کرممون گرف....زدیمو رقصیدیم!
فک کن همه بچه شرای دوم تو یه اکیپ!پانته آ اومد همچی زد منو سرم گیج رف!
حق داش بدبخت!
دیروز کرمم گرفته بود گفشاشو دراوردم توشو پر آب کردم
....هه هه
شعاع اومد جمعمون کردو گف نیکو بازم؟!
خندیدم!![]()
زنگ ورزشم رفتیم باشگا مثه همیشه و باز مثه همیشه من و صبا سوگولیه سالن!
هرکار میکنیم مسعود(یکی از دبیر ورزشامون)آفرین ،نیـــــــــکو!واقعا استایلت ورزشیه!بچه ها از صبا یاد بگیرین!
هه!ماهم حالشو میبریم!![]()
برگشته میگه ((استایلت عالیه!
))خب عزیزم توام هر روز باشگاهو استخر بودی همین میشدی!
اییییییییش!
چهارشبنه میریم اردو ملی....کیش....!هوراااا هه هه![]()
زنگه هندسه هی چشم غره میرف!
بعد یهو گوشیم زنگید....منم یادم رفته بود سایلنت کنم که خدارو شکر به خیر گذشت!بیچاره صبا نصفه جون شد
ولی من با کمال آرامش داشتم بادوم زمینی میخوردم!![]()
!آخر کلاس اومد گف عزیزم شما استعداده ریاضیت واقعا عالیه!
خیلی باهوشی ولی من نمیفهمم چرا اینقد بیش فعالی؟!
هههه!منو میگی ترکیدم!گف به بکستون نگو !گفتم چشم!اجازس برم حالا؟!باشگا دارم!رو مخه ینیاااااااااا!
اومدیم رفتیم سره ایستگاهو یه زنگ به فری
زدم بعد با چپون چپون سواریدیم
تو اتوبوس رفتم نشستم رو موتورش!چهارزانو!آخه جا نبود....![]()
رسیدم خونه رفتم استخر بعدشم باشگاه....![]()
یه ذره با فرناز
اختلات کردیمو نشستم پای درس....![]()
فردا مراسم تجلیل از دانش آموزای برترو ایناس.....![]()
هههه!من فک کنم برترین ورزشکار بشم چون به قول صونا مثه آچار فرانسه ام!
همه تیما یه جورایی راه دارم!سه تاش علنی!شنا و بسکت و سنگنوردی!
تازه حمیدی تو آمادگی جسمانی هم چپوندم!نمیدونم اداره چرا گیر نداد!
فردا با فری قرار داریم....
میرم یا میاد که ببینمش دلم تنگولیده واسش خب....
چسبیده به درس و ورزشش...
اونم ملی پوشه ولی بسکت
....تمریناشون سنگینه قبول دارم....پاشم بهتر شده خدارو شکر...![]()
اومدم نتو دارم میچرخم دیه.....
حالا باید برم یه ذره عربی بخونم.....متنفرم ازین درس ینی!![]()
فعلا دوکسیا!![]()